حرکتِ حماقت
گاو وقتی وسط یک اتوبان بینالمللی توقف میکنه، ترمز کردن محتاطانهی رانندهها رو به حساب قدرت و «مالکیت جاده» توی ذهنش قبالهمیزنه؛ مدارایی هم اگر باش...
گاو وقتی وسط یک اتوبان بینالمللی توقف میکنه، ترمز کردن محتاطانهی رانندهها رو به حساب قدرت و «مالکیت جاده» توی ذهنش قبالهمیزنه؛ مدارایی هم اگر باشه صرفاً برای جلوگیری از کثیفشدن شیشههاشونه. اگه از الاغهایی که دورتادور این توقف ابلهانه مثل توقفهای دیگه حلقه زدن و اون رو «اقتدار ژئوپلیتیک» صدامیکنن بگذریم، انگار با یک فکت در فیزیک روبهرو میشیم، هیچ کنشی در اکوسیستم بینالملل بیپاسخ نمیمونه. توهم بنیادین گاو این بود که میتونه قانون بقا رو یکطرفه بایپس کنه. نمیتونی قطعات پهپاد رو توی خط تولیدت سرهم کنی، اونها رو روی سقف بلوکهای مسکونی خارکیف آوار کنی و ساعت ۲ توی صداوسیما اسمش رو «همکاری راهبردی» بذاری، انتظار داشته باشی فیدبک محیطی دریافت نکنی و محیط ملزم باشه انتظارت رو برآورده کنه. هدف قرار گرفتن شناور اوباش توسط اوکراین، نقض حریم یک موجود مقدس نیست؛ بلکه دقیقاً فاکتور تسویهحساب همون پهپادهاییه که پرتاب شده بودن. وقتی با تولید بحران قواعد اکوسیستم رو دستکاری میکنی، سیستم برای برگردوندن تعادل، یقهی خودت رو میگیره. توی این باغوحش مهلکترین ترکش این ضربه به بدنهی فیزیکی شناور اصابت نکرد، پوشالها رو توی ذهن همون الاغهای تحسینکننده متلاشی کرد. بقای این ساختار، قبل از اونکه متکی به سختافزار باشه، روی توهم آسیبناپذیریش بنا شده. وقتی واقعیت سخت نشون میده بتی که با صفات متورم «دشمنشکن» تزیین شده بود، حتی از پس دفاع از سنگر و شناور خودش هم برنمیاد، پرستیژ نظامی از یک «سرمایهی راهبردی» به زمین واقعیت، یک «کمدی سیاه» برمیگرده. اوکراین معماری جنگ خودش رو با یک آپگرید سیستماتیک عوض کرد و دوستای پوتین بیرون روسیه دارن یک انحطاط مرگبار رو تجربه میکنن. سرباز روس که دچار فلج شناختی بود، هنوز داره با فانتزیهای پدربزرگش از جنگ جهانی دوم وسط جبهه عقبوجلو میشه. وقتی استراتژی بقا روی فرستادن امواج انسانی سوار بر الاغهای لجستیکی و زرهپوشهای عتیقه تنظیم بشه، خروجی مشخصه، موجودی که در توهمش قرار بود اروپا رو شخم بزنه، حالا بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندههای انرژی جهان، برای تأمین بنزین خودش به دریوزگی افتاده.