05 — PROVENANCE PROTOCOL
مدتی پیش، در میان هیاهوی بیپایان توقیف دامنهها و جنگهای فرسایشی بر سر مالکیت فکری، بیانیهای از سوی گردانندگان Z-Library توجه مرا جلب کرد. در گوشهای از اطلاعیه مالکیت فکریشان، ایدهای مطرح شده بود که فرسنگها با منطق سرمایهداری محتوا فاصله داشت. آنها میگفتند هدف ما، جلوگیری از خواندن، دسترسی یا انتشار نیست؛ مسئله این است که محتوا بدون تغییر هویت، بدون جعل انتساب و بدون تبدیل شدن به اثر شخص دیگری استفاده شود. منطق آنها روشن و عاری از پیچیدگیهای ملالآور حقوقی بود: بخوانید، استفاده کنید، به دست هر کسی که نیاز دارد برسانید؛ اما ساختار و هویت اثر را دستکاری نکنید. به هر حال، در جهان غریبی زندگی میکنیم؛ هیچکس دوست ندارد یک روز صبح، ناگهان یک نامه رسمی و عبوس با مهرهای برجسته دریافت کند که او را بابت استفاده از چیزی که خودش ساخته یا نوشته، به پرداخت جریمهای سنگین محکوم میکند؛ صرفاً به این دلیل که یک نفر دیگر زودتر بیدار شده، ایده را برداشته و سندش را به نام خود زده است. این شاید کمدیترین شکل غارت در عصر ما باشد. این ایده برای من، وقتی به JASPER و لایههای منجمد آرشیو شخصیام نگاه میکنم، ابعادی ملموستر به خود میگیرد. مسئله من هم هیچوقت بستن درها، کشیدن دیوارهای بلند یا پنهان کردن کلمات نبوده است. اتفاقاً برعکس؛ اگر چیزی نوشته شده، اگر اندیشهای شکل گرفته، باید بتواند حرکت کند، خوانده شود و به دست آدمهایی برسد که شاید در گوشهای تاریک به آن نیاز دارند. یک فایل PDF اگر فقط در یک پوشه رمزگذاریشده و قفلشده بماند، دیگر نامش آرشیو نیست؛ یک «قبرستان دیجیتال» است که در آن واژهها را زنده به گور کردهایم تا صرفاً مالکِ مطلقِ جسدشان باشیم. تصور کنید اینها شبیه همان نامههای قدیمی درون بطری هستند؛ رها شده در اقیانوس بیانتهای اینترنت، که موجها آنها را با خود میبرند تا روزی، جایی، به دستانی برسند که باید. هدف، همین رسیدن اتفاقی و نجاتبخش به ساحل ذهن شماست. حرف آخر من، خالی از هرگونه زبان خشک قانونی، تکرار همان منطق بیتکلف آغازین است: بخوانید، پخش کنید، به هر کسی که فکر میکنید به دردش میخورد برسانید. ولی زنجیرهی منشا امضا را نشکنید. امضا و کلید عمومی برای جلوگیری از گردش نیستند؛ فقط یک نشانهاند برای اینکه معلوم باشد بطریای که امروز از آب گرفتهای، هنوز همان پیامی است که همان دست، روز اول به دریا سپرده بود.